رمان ایرانی

دانلود فیلم و سریال و کتاب

دانلود سریال دیدن  See   2019 با دوبله فارسی
دانلود سریع و خشن 7  Furious 2015 دوبله فارسی
دانلود رایگان  فیلم گیتا
دانلود رایگان فیلم مسافران  Passengers 2016 با دوبله فارسی
دانلود فیلم ماحی
دانلود فیلم هوس

دانلود کتاب مسخ

دانلود کتاب مسخ  
از: فرانتس کافکا
مترجم: صادق هدایت
موضوع: رمان
۴۱ صفحه
فرمت: PDF
زبان: فارسی
تاریخ انتشار: ۲ بهمن ۱۳۹۶
     

خلاصه : کتاب مسخ تنها رمان و مشهورترین اثر فرانتس کافکا است که در پاییز 1912 نوشته و در اکتبر 1915 به چاپ رسیده است. ولادیمیر ناباکوف در مورد این داستان گفته است: «اگر کسی 'مسخ' کافکا را چیزی بیش
از یک خیال پردازی حشره‌شناسانه بداند به او تبریک می‌گویم چون به صف خوانندگان خوب و بزرگ پیوسته
است.» لحن کافکا روشن و دقیق و رسمی در تضادی حیرت انگیز با موضوع کابوس وار داستان دارد؛ او در "مسخ" تنهایی بشر و سرگشتگی و گسیختگیش را از جامعه پرآشوب نشان می‌دهد.
مسخ سرگذشت انسانی است که تا وقتی می‌توانست فردی مثمر ثمر برای خانواده خود باشد و در رفع نیازهای آنان تلاش کند، برای آنان عزیز و دوست داشتنی است. اما همین که به دلایلی دچار از کار افتادگی می گردد و دیگر قادر تامین مایحتاج خانواده نیست، نه تنها عزت و احترام خود را از دست می‌دهد بلکه به مرور موجودی بی‌مصرف و مورد تنفر خانواده تبدیل می‌شود.

دانلود رمان عشق و ترس

دانلود رمان عشق و ترس 
موضوع: رمان
۶۵۳ صفحه
فرمت: PDF  و نسخه اندروید
زبان: فارسی
تاریخ انتشار: ۲۸ تیر ۱۳۹۸

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

اولین بار نیست که این حسو دارم ولی هنوز نتونستم درکش کنم.
ولی این حسه لعنتی از زمانی که به ایران اومدم ظاهر شده از زمانی که آسمان و کاراشو دیدم بروز پیدا کرده
گاهی دلم می‌خواد برم و سر آسمان داد بزنم
داد بزنم که به چه حقی جلوی پسرای غریبه نمک می‌پرونه
با چه جرأتی با پسرای کلاسش گرم می‌گیره...
اصلاً به من چه من چی کارشم.
به من چه ربطی داره که با کی معاشرت می‌کنه با کی بگو و بخند می‌کنه.
دستام و مشت کردم و ناخونام و توی گوشت دستم فرو کردم شاید از این التهاب از این حسه مزخرف کم بشه.
ستارہ: می‌شه بیاین داخل

دانلود کتاب رمان خوابگاه

خوابگاه  
از: محدثه رجبی سیف آبادی

موضوع: رمان
۵۷۶ صفحه

فرمت: PDF
تاریخ انتشار: ۱۶ تیر ۱۳۹۸

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

دختره بعد از یک روز اسباب کشی کرد به خونه‌ی جدیدش...
مرد مسن و پسر جوونی که طبق گفته‌ی خودش عمو و پسر عموش بودن اومده بودن کمکش و من و پرهام
دوباره از اون محوطه دور شده بودیم تا دیده نشیم...
دو سه ساعت بعد به خونه برگشتیم... هنوز زود بود تا به زندگی توی این چاردیواری عادت کنه... تونیک ساده‌ای تنش بود و شال مشکی رنگی هم روی موهاش انداخته بود...
صورتی بی آرایش و ساده... درست مثل فرشته... اما باز هم با دیدن من و پرهام یهو از جا پرید...
سریع دستمو جلوش گرفتم.
- آروم... آروم باش...
- ببخشید آقای مهرانفر... حواسم بهتون نبود...
- اگه قرار باشه تا اخرش آقای مهرانفر صدام کنی معذب‌تر از این می‌شیا... بهتره توام مثل فرشته راحت باشی. یاسمین خانم...
مکثی کرد و آروم سر تکون داد...

 

دانلود رمان پشت یک دیوار سنگی

 رمان پشت یک دیوار سنگی  
از: آرام رضایی
موضوع: رمان
۷۵۶ صفحه
فرمت: PDF  , اندروید
زبان: فارسی
تاریخ انتشار: ۱۰ شهریور ۱۳۹۸

در قسمتی از رمان  می‌خوانید : خلاصه این مهمونی زوری هم تموم شد و ساعت 12 همه تشریفشون و بردن. منم حاضر شدم برم خونه ام. لباس پوشیده از اتاق اومدم بیرون. بابا تا چشمش بهم افتاد میرغضب شد. همین اخماشو کرد تو هم که اشهدمو خوندم. باز با این بابا برنامه داشتیم امشب.
بابا: کجا؟
آروم گفتم: برم خونه کلی کار دارم فردا.
بابا با همون اخم ترسناکش: بی خود کردی. شب همین جا میمونی. برا منم خونه‌ام خونه‌ام نکن که میام خونه اتو به آتیش می‌کشم. من هنوز زنده‌ام تو می‌ری یه جای دیگه زندگی میکنی.
آروم و با لبخندی که سعی می‌کردم آرامش دهنده باشه گفتم: ایشالله همیشه زنده باشید اما من برای خودم خونه زندگی دارم کار دارم. باید برم.
بابا یه جیغی کشید که یه متر پریدم هوا. مامان و آرشا هم که با ترس داشتن به من و بابا نگاه می‌کردن سکته زده یه تکون بدی از ترس خوردن.
بابا: بهت می‌گم امشب اینجا می‌مونی. اصلا نمی خواد دیگه برگردی اونجا. تو  ....